خدایا به نام تو

 

مُحرم که می شود گردی از غم بر چهره شهر پراکنده می شود، خواه مسلمان دو آتشه

 باشی و خواه قرائت دیگری از دین داشته باشی تفاوتی ندارد مُحرم که می آید تمام راننده

های تاکسی به جای جواد یساری و حمیرا و مهستی نوار نوحه می گذارند،بوی حلیم و آش

 نذری از تمام کوچه ها مشام را می نوازد ، شب ها صدای سنج و زنجیرو نوحه در هم

می آمیزد ، خیلی ها سیاه می پوشند ، کوچکترها از دیدن این شور و هیجان جمعی به

وجد در می آیند ، تلویزیون با روبان سیاهی بر گوشه اش برنامه های با محتوای عاشورا

 و عزا پخش می کند ...برای من اما مُحرم تعریف دیگری دارد ، من هم زمانی به مسجد

می رفتم و پای منبرمی نشستم و از تیری که بر گلوی علی اصغر می نشست ، از

 معصومیت طفلان مسلم ،ازتشنگی و اسارت اهل بیت و ...گریه می کردم ، همیشه آرزو

 داشتم یک زنجیریک کیلویی وپیشانی بند مشکی داشته باشم وبروم توی صف زنجیرزنان

اما هیچوقت نداشتم ،حالا مُحرم که می شود گریه ام نمی گیرد ،از شنیدن حکایت زخم ها

ونیزه های شکسته و ... از خود بی خود نمی شوم ،حتی حالا که پولم می رسد بروم

 زنجیریک کیلویی هم بخرم این کار را نمی کنم ،نه ، کافر نشده ام ، از اول هم به

مسلمانی خودم شک داشتم .عاشورا برای من این چیزی نیست که مداحان می بافند ،

همان ها که عزتِ شجاع مردی چون امام حسین(ع) را به ذلت بدل می کنند ،همان

ها که از عاشورا تنها زخم ها و ناله ها و اسارت را می بینند ،همان ها که از آزادگی

 امام حسین می گویند و خود در بند پول توی پاکت هستند ،امام حسین به گریه و سیاه

پوشیدن وقمه زدن وشمع روشن کردن و قربانی دادن من و تو احتیاجی ندارد،به جای

این کارها باید نشست و اندیشید که چه شد قومی که با پیامبر خدا حشر و نشر داشت

ومعجزات او را دید به یک باره چنان پست شد که جز به مثله کردن نوه اورضایت

نداد؟ چه شد که حتی زنی چون زینب را با آن حرمت واعتبار چنین آزردند ؟ و ....

 من تنها دلیل این حادثه را جهل می دانم جهل در هربرهه ای از تاریخ عاشورا آفریده

 است ،جهل به سواد و مکان و دین کاری ندارد ،جهل جهل است ،وقتی قابیل هابیل

 را کشت جاهل بود ، وقتی آفا محمد خان قاجاراز چشم ها پشتهمی ساخت،وقتی

ساواک زیر ناخن مبارزین سوزن فرو می کرد و زیر آن شعله می گرفت ، وقتی

 در جنگ هشت ساله  سرباز عراقی به دختر شهید  شده خرمشهری تجاوز کرد ،

جهل به او فرمان داد ، وقتی آن هواپیما هزاران انسان را در برج های دوقلو به

کام مرگ فرستاد جهل بود که حکم می راند ،در باور من مرگ هر انسان بی گناه

 و بی کس عاشوراست ، هر انسان فارغ از رنگ و نژاد و دین خلیفه خدا

بر زمین است و تنها خداست که می داند او مستوجب پاداش است یا عذاب!

 جهل بود که عاشورا را آفرید ، جهلی که تمامی ندارد عاشورا هر روز و هر

 لحظه تکرار می شود و هر جایی می تواند کربلا باشد ،عاشورا را تنها از زبان

 مداحان نشنویم چرا که بسیاری از آنان تنها به فراز و فرود صدای خود می اندیشند

و هماهنگ سینه زدن جمعیت و در آوردن اشک جماعت به هر قیمتی !حماسه

حسینی شهید مطهری را بخوانیم و اندیشه کنیم و بکوشیم از جهل به دور بمانیم تا

خودخالق عاشورا نباشیم یا نگذاریم باز انسان هاییبی گناه و بی پناه در چنان مهلکه

ای گرفتار آیند ، راستی !یادمان نرود که حماسه حسین برای جوشش وآزادی بود نه

!برای رخوت و عزاو بر سر کوفتن و رکود

/ 36 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يكي بود ,يكي نبود

صبوري يعني بال پروانه را سوختن صبوري يعني لب از لب دوختن صبوري يعني چشم برهم نهادن و مردن صبوري يعني از حجم عشق خوشه اي نبردن صبوري يعني نديدن آنچه ديدني ست صبوري يعني نگفتن آنچه گفتني ست صبوري يعني حجم دل از انبوه خاطرات صبوري يعني پناه بردن به مي و مسكرات صبوري يعني بنده ساقي و ساغر شدن صبوري يعني از سراب عشق سيراب شدن صبوري يعني محو رخ يار بودن صبوري يعني واله يار و دل ننمودن صبوري يعني انتظار ،انتظار،انتظار صبوري يعني ديدن عقربه هاي ساعت بي عار صبوري يعني انتهاي بي كسي صبوري يعني نگراني ،دل واپسي صبوري يعني آغوش خالي عشق صبوري يعني كلاغ در وادي عشق صبوري ،رنگ بنفش زنبق است صبوري ،صداي زجه هاي نيم شب است صبوري ،داغ عشق مهربان ست بردل صبوري ،پاي عشق بانوي عشق ست درگل

يكي بود ,يكي نبود

آن که همواره با بدبيني و پيش داوري به جهان مي نگرد همچون برگي نوشته شده است که کلامي جديد بر آن نوشته نخواهد شد. خود را نگران آن چه مي داني يا نمي داني نکن .نه به گذشته بينديش و نه به آينده فقط بگذار دستان خدا هر روز شگفتي هاي اکنون را براي تو بياورند.

Dan

استنباط جالبی داشتيد/ با تبادل لينک موافقيد؟

Mina

سلام عيدتون مبارک اميدوارم ساله خوبی داشته باشيد!

آدينه بوک

سال نو مبارک! فروشگاه اينترنتي کتاب آدينه، سالي سرشار از موفقيت و سلامتي براي شما آرزو مي کند.

احسان درود خواندم و بی اختیار خندیدم ، نمی دانم شا ید هم گریه کردم! در بخش کا پیتان لیچ همان چیزهای را گفتی که موقع آزادی شان به دوستا ن گفتم (دل به دل راه دارد یعنی همین ،نه؟)، اما تو با بیانی که خاص احسان است.راستیWhat about mina? علی رضا حیدری : این حرفها و کارها دیگر در مملکت ما مد شده، اما اون آقا و خانمش به من زنگ زدن وگفتن به دوستت بگو اسم من ماجد محمود الجنوبی است!؟؟نه.... مسعود ده نمکی : راستش را بخوای هنگام دیدن فیلمش فکر کردم که این یک ده نمک دیگر است، اما توی اون سخنرانی فرمانده که تو" با دشمنان سرسخت وبا همدیگر مهربان" را شنیدی! وقتی شنیدم که فرمانده می گفت کجا یند رستم وسهراب و ...شک کردم و حالا که تو نوشتی،فهمیدم همان است! راستی احسان تو نمی دونی گناه رستم وسهراب و... چیه؟می گن از ایران دفاع کردند؟مگه نبینم این رستم و باندش را؟؟؟؟!!!!!!!!!! احسان! تو هرگز دیدی یا شنیدی کسی با قهرمانان ملت و کشورش دشمنی کند؟راست گفت زن آقای نورالعین:آنجا ایران است و....

احسان! ازت گله مندم زیاد!!!؟؟؟ چرا از تبعیض و نابرابریهای اقتصادی و توزیع نابرابر سرمایه در کشور نمی نویسی؟ چرا نمی نویسی در حالیکه بیش از نود درصد شهرهای کشور راه آهن ندارند، خط آهن جدید تهران مشهد (سریع سیر 500 کیلومتر بر ساعت) چه اهمیت و ضرورتی دارد!!!!!؟؟؟؟؟( آنهم با هزینه 6.7میلیارد یورو یا بیش از8000000000000 هشت تریلیون تومان خودمان!!! چرا نمی نویسی که راه آهن فارس و شیرازش سالهاست که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا نمی نویسی استانهای کرد نشین نه فقط راه آهن بلکه هیچ ندارند؟ ببخشید نفت دارند! چرا نمی نویسی سیستان و بلوچستان همه چیز دارد؟ چرا نمی نویسی خوزستان و کهگیاویه وبویر احمد با اینکه بیش از هشتاد درصد از درآمد ایران را تأمین می کنند، از همه وهمه وهمه چیز وحتی از یک جاده خوب هم محرومند؟ چی دارم می گم؟ خدای را سپاس که سیاهم آفرید! چه ربطی داشت؟ اختلال حواس؟!؟! I am blackboard جهان

زاک اسنایدر: همه چیز را گفته ای، چیزی دیگر نتوان گفت!یعنی اینکه بی فایده است، همان حکایت رستم و بچه محلاش است!راستی! گفته بودی غرور ملی؟ببخشید من این اواخر دچار اختلال حواس شدم! منظور همان العا لم و مصباح است.نه؟ احسان من یه دست لباس بلوچی دارم، تو چی؟ احسان!خاتمی کیه؟همان که روابطش با اون غربیهای بی درد وطن پرست خوب بود؟گفتم که دچار اختلال حواس شدم! سردار رویانیان را بی خیال،مگه ما جاده داریم؟شنیدم، شاید هم دیدم اتوبان دوبی به ابوظبی چهارده بانده است! احسان به اصل بپرداز،جاده و جاده و جاده و جاده و جاده ه ه ه ه ه ه ه ه. مگه تو عرب ببخشید ایرانی نیستی؟ ایرانیها که با خنده قهرند،دشمنند.می گن هر که بخنده، به بهشت نمی ره! تو ومهران مدیری و رضا عطاران و امثالهم را به جرم خنداندن خلایق باید مجازات کرد!

صادق

با نظر شما موافقم ولی نميدانم چرا دلم هوای عصر عاشورا رو داره؟