سلام

 رخت و بخت خویش به بلاگفا برده ام ، دوست داشتید بیایید به سراغم ، نرم و آهسته هم نیامدید ، نیامدید!!

www.merana.blogfa.com

/ 8 نظر / 7 بازدید
حسينی خواه

سلام دوست گرامی خب البته اين کار من، کمی عجيب به نظر می رسد، اينکه شما برای آقای شرفی نظر بگذاريد و من چون آن را خوانده ام ( و موضوع مشترکی ست ) درباره اش بحث می کنم. بايد من را ببخشيد. من يکی از همان کسانی هستم که قلمم را به تند گویی بر علیه آقای رحمتی، آلوده ام! خب، شما که از دور ماجرا را می بینید( احتمالاْ ) برایتان حساسیت چندانی ندارد و سعی می کنید کفه ی ترازو را طوری در ذهنتان نگه دارید که نه سیخ بسوزد و نه کباب... اما من و دوستان ام که توی گود بوده ایم بهتر می دانیم که چه اتفاقی افتاده. با نظر شما در مورد صفار هرندی ( وزیر ارشاد ) موافقم، حتی فکر می کنم که آب از چشمه ی قبل تر گل آلود است!! اما بحث من این است که نباید مباحات را حرام کرد! بالاخره آقای مثلا صفار هرندی، دو تا قاعده را برای چهار تا نویسنده بدبخت! مثل من باقی می گذارد که حضرات ( دایه مهربان تر از مادر ) آن را به خاطر سیاست های انقباضی ( که نتیجه اش بی درد سر بودن است ) لغو می کنند ( همان حرام کردن! ) می بینی مسئله چقدر ساده است می بینی تلاش دو ساله ی چندین نفر چطور پایمال می شود؟

گروه شعر و ادبيات ايران زمين

با سلام / خسته نباشيد / وبلاگ جالبي داريد به جمع ما بپيونديد http://www.adabiyat.co.sr با عضويت در اين گروه : روزانه فقط يك ايميل به شما ارسال خواهد شد كه حاوي اشعار - زندگي نامه - تصاوير و .. از شاعران و نويسندگاني همچون فروغ فرخ زاد - احمد شاملو- سهراب سپهري وديگر شعرا و نويسندگان مي باشد. با تشكر مديريت گروه شعر و ادبيات ايران زمين :امير علي سپانلو

شرفی

سلام ساحل جان توی بلاگفابرات نظرمونوشتم به اونجا سربزنmerana.blogfa.com

حسينی خواه

ساحل عزيز سلام خوشحالم از اينکه همشهری من هستی و خوب می دانی اگر در اين شهر، پنجره ای بسته شد پنجره ی ديگری در کار نيست. خوشحالم از اينکه می بينم فضای مرگ آور شهرمان را فراموش نکرده ای. اما دوست دارم در مورد من و دوستانم بهتر فکر کنی! همين قدر که بدانی من آنی نيستم که دو قدمی جلوی پايم را ببينم. و يا از سيستم های کلان، سر در نياورم. و همه تقصیرات را به دوش يک نفر بگذارم که خيال خودم را راحت کرده باشم و راه گريزی باشد برای فرار از تعهد!! نه!! اينطور نيست. اما چيزی که فبلا هم برايت نوشته بودم اين بود که ما خودمان چه می کنيم. اينکه مباح را حرام نکرده باشیم و اينکه هميشه شيوه ی برخورد نسبت به غايت مطلب مهم تر است! در اين کشور هزار تا انجمن ريخته. يکی هم سهم ما، چيز زيادی بود؟ مطلب اينجاست که دوستانی، هنر را از نوع انحصاری اش دوست دارند! و طاقت موی دماغ، در وجود مبارک شان نيست! راستی ساحل گرامی، گفته بودی دنبال دريچه ی تازه ای باشيم. آمده ام اهواز. دنبال زندگی تازه ای. می بينی، دارم مثل تو می شوم! می بينی يکی، يکی داريم پرت می شويم، از جايی که متعلق به آنيم! کامنت بعد...

حسينی خواه

ادامه کامنت قبل! هميشه سيستم های کوچک، بر پاشنه ی روابط خارج از چارچوب استوار است و ما که اهل نان قرض دادن نيستيم، سرمان بی کلاه می ماند! وقتی رئيس همان اداره، همین که می بيند در چارچوب خواست خودش، حرف نمی زنم، اعلام می کند که دوره ی از هنر دم زدن گذشته ( و احتمالا بايد از سيب زمينی دم زد ) من چه بگويم؟ می بینی! مشکل از تفکر است و آموزش نیاز دارد. آموزش هم ریز و درشت نمی شناسد. می توانی از کل به جزء حرکت کنی ( چیزی که تو می گویی) و البته می توانی از جزء به کل. (چیزی که من عقیده دارم)

فرشته

سلام ساحل جان به به چه اسمه زيبايی خوشم اومد عزيزم عزيز خوشحالم کردی که اومدی دنيام خوشحالم که از نقاشيام خوشت اومده قابله تو رو نداشت اجی فداااااااااااااااات موفق باشی گلم

فرشته

زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است

هی فلانی زندگی شايد همين باشد.دیری است که می شناسمت تو فوق العاده ای ساحل .